تبلیغات
وبلاگ تاریخی کوروش بزرگ
از ماراتن تا آتن برای رساندن خبر پیروزی یک نفس آنچنان دوید که پس از رساندن خبر از خستگی مرد.

     آنگونه که هرودوت، تاریخ نگار یونانی نگاشته است،پارسیان از یونانیان در نبرد ماراتن در سال 490 پیش از زایش مسیح شکست سختی خوردند. برای رساندن خبر شکست ایرانیان از یونان ،یک سرباز پیاده،از دشت ماراتن تا آتن را دوید تا پیک این پیروزی باشد اما شادی اش چندان نپایید و از خستگی مرد.شاید این سرباز اگر فراموش نمی کرد که می شود اسبی اختیار کرد و تا آتن رفت ،این اندازه زود نمی مرد،البته اگر اسبی برای این سپاه به اصطلاح پیروز باقی مانده باشد.

     به هر روی رخدادنگاران باخترزمین نبرد ماراتن را نخستین نبرد سرنوشت ساز بشر نامیده اند و آن را پیروزی دموکراسی باختری بر استبداد خاوری میدانند.

     بی گمان نبرد ماراتن را باید از روی ساخته  و پرداخته های یونانی جست و جو کرد اما در این میان، اندکی اندیشه نیاز است. و ...  از ماراتن تا آتن برای رساندن خبر پیروزی یک نفس آنچنان دوید که پس از رساندن خبر از خستگی مرد.

آنگونه که هرودوت، تاریخ نگار یونانی نگاشته است،پارسیان از یونانیان در نبرد ماراتن در سال 490 پیش از زایش مسیح شکست سختی خوردند. برای رساندن خبر شکست ایرانیان از یونان ،یک سرباز پیاده،از دشت ماراتن تا آتن را دوید تا پیک این پیروزی باشد اما شادی اش چندان نپایید و از خستگی مرد.شاید این سرباز اگر فراموش نمی کرد که می شود اسبی اختیار کرد و تا آتن رفت ،این اندازه زود نمی مرد،البته اگر اسبی برای این سپاه به اصطلاح پیروز باقی مانده باشد.

به هر روی رخدادنگاران باخترزمین نبرد ماراتن را نخستین نبرد سرنوشت ساز بشر نامیده اند و آن را پیروزی دموکراسی باختری بر استبداد خاوری میدانند.

بی گمان نبرد ماراتن را باید از روی ساخته و پرداخته های یونانی جست و جو کرد اما در این میان، اندکی اندیشه نیاز است.

چنین آمده است که در این نبرد 200هزار سرباز مسلح ایرانی به همراه 600 کشتی جنگی در برابر 11هزار یونانی صف آرایی کردند.

یونانی ها به سارد که جزوی از امپراتوری پارس است، یورش برده و شهر را به آتش کشیده اند. داریوش شاه برای گوشمالی یونانی ها سپاهی را روانه یونان کرده که بر پایه ی نوشته های هرودوت یونانی 200هزار سرباز به فرماندهی داتیس و آرتافرن روانه ی یونان می شوند.

سپاه 11هزار نفری یونان به فرماندهی کالی ماک در برابر ایرانیان می ایستند.

چنین آمده که بخشی از گروه فرستاده شده(به ایور بام(:10هزار نفر)) زیر فرمان داتیس در دشت های ماراتن اردو زد.نیروهای آتنی در برابر ایرانی ها در حالت حمله بودند اما جنگی رخ نداد. پس از چند روز به نیروهای اعزامی دستور داده شد که سوار کشتی شوند و به آتن بروند. آنگاه که بخشی از نیروهای ایرانی کاسته شد، جنگ در گرفت. در این میان ایرانیان، با شتاب و به فرمان داتیس به سوی ساحل واپس نشستند.

هرودوت در جایی از نوشته ها به خیانت یک سرباز یونانی اشاره دارد و چنین می نویسد که سربازی یونانی در بلندترین جای جزیره ی آت تیک با بالا بردن سپر خود، ارتش ایران را از خالی بودن آتن از سربازان یونانی با خبر می کند.

با در کنار هم نهادن همه ی اینها ، آنانی که می اندیشند و کورکورانه چیزی را باور ندارند ، خواهند دریافت که صف آرایی ایرانیان در ماراتن تنها برای خالی کردن آتن از سربازان یونانی انجام شده است و واپس نشینی بخشی از ارتش ایران از دشت ماراتن به سوی ساحل نه تنها نشان شکست پارسیان از یونانی ها نیست بلکه خبر از یک مانور حساب شده نظامی و عملیات ایزایی دارد.

ارتش ایران برای گشودن دروازه های آتن راهی شده بود. هنگامی که بخش دوم ارتش ایران که بخش اصلی را نیز تشکیل می دادند به فرماندهی آرتافرندر حال نزدیک شدن به ساحل آتن بودند، ارتش یونان به آتن رسیده بود.ارتش ایران با دیدن یونانی ها در آتن دریافت که دیر رسیده است از همین روی آرتافرن از پیاده کردن نیروهای ایرانی خودداری کرد.

در این نبرد ایرانی ها قرار بود آتن را بدون جنگ و خونریزی بگیرند یک نقشه ی جنگی کاملا برنامه ریزی شده که قرار نبود در آن خونی ریخته شودو البته که فرماندهان با درایت داریوش آنگاه که دیدند که این نقشه ای نیست که در آغاز برنامه ریزی کرده اند ، با در نظر گرفتن ریسک موجود از پیگیری نبرد خودداری کردند.

بر پایه ی نوشته ی هرودوت در پایان این نبرد ایرانی ها ، 6400 سرباز و هفت کشتی خود را از دست دادند در حالی که از یونانی ها تنها 192 نفر کشته شدند که کالی ماک نیز یکی از کشته شدگان بود. هرودوت نبرد ماراتن را شکستی بزرگ برای ایرانیان ترسیم می کند و پس از او دیگر رویدادنگاران یونانی شاخ و برگ های دیگری بر داستان های او می افزایند.

ناگفته نماند که هرودوت در جایی دیگر از کتابش از توفانی سخن به میان میاید که در آن ناوگان دریایی پارسیان 600کشتی جنگی خود را از دست می دهد. به گفته ی هرودوت در این رخداد 20هزار سرباز کشته می شوند. حال چگونه همان 600 کشتی در نبرد ماراتن 200هزار سرباز را با خود به آب ها برده است.قضاوت با انانی که می خواهند بیندیشند.

نی بور در باره ی این نبرد چنین می نویسد:« نوشته های یونانی ها در باره ی نبرد ماراتن و جنگ های دیگر ایران با یونان به شعر و افسانه گویی و داستان سرایی از تاریخ نویسی شبیه تر است. آنچه به نظر می رسد سپاه ایران در دشت ماراتن دچار شکست نشده. بدین چم چون داتیس فرمانده ی سپاه ایران دریافت که میدان عمل و باریک بودن عرض میدان نبرد مانع کاربرد سواره نظام است ناچار شد که فرمان عقب نشینی بدهد. هرودوت صدور فرمان عقب نشینی را به منزله شکست قلمداد کرده اند.»

ناپلئون بناپارت نیز که نبردهای ایران را بر پایه ی نوشته های هرودوت و دیگر یونانیان خوانده، در یادداشت هایش آورده که:«درباره ی پیروزی هایی که یونانی هاب خود نسبت می دهند نباید فراموش کرد که این گفته ها همه از یونانی هاست و گزافه گویی و لاف زنی ان ها نیز مسلم است.»

اما شاید جالب باشد که نظر علمی پژوهشی هانس ولبرک، رخدادنگار آلمانی را بدانید، او در این باره می نویسد:« ارتش یونان در ماراتن از سربازان پیاده ی سنگین اسلحه ترکیب شده بود که توان مانور آن محدود به تغییر مکان به ریخت بطئی به سوی جلو بود. هرودوت نوشته است که یونانی ها با یورش و پیشروی 4800 قدم در میانه ی دشت ماراتن و خرد کردن مرکز جبهه ی ایرانیان پیروز شدند. در حالی که این کار از دید فیزیکی ناممکن است.
طبق آیین نامه های «نظامی مشق صف جمع ارتش آلمان»، سرباز با تجهیزات کامل می تواند تنها در دقیقه 1080 تا 1150 گام بدود. جنگ افزار آتنی ها از سربازان کنونی آلمان سبک تر نبوده و دو ایراد کلی هم داشتند. یکی این که آنان سربازان حرفه ای نبودند بلکه مردمان غیر نظامی بودند و دیگر این که سن بیشتر انها از حدمجاز در ارتش های نوین تجاوز نمی کرد.»

از دیدگاه ولبروک آشکار است که نبرد ماراتن در خود دشت ماراتن رخ نداده است بلکه در جایی بوده که بلندی ها و جنگل ، یونانی ها را از محاصره شان در امان نگاه می داشته است.

ولبروک در پایان چنین می نویسد:«دشت ماراتن به اندازه ای کوچک است که نزدیک به 50سال پیش هنگامی که یک افسر ستاد ارتش آلمانی هنگامی که از آنجا بازدید کرد با شگفتی نوشت که این دشت برای یک تیپ آلمانی هم جای کافی برای انجام تمرینات ندارد.

با وجود همه ی آنچه آمد، باختری ها آنچنان یاد این نبرد خیالی را گرامی میدارند که نام یکی از ورزش های دو ومیدانی المپیک را ماراتن نهاده اند. باختری ها پس از گذشت دو هزار و اندی سال آنچنان این نبرد را بزرگ نشان می دهند که جای بسی شگفتی است.

مرتضا ثاقب فر نویسنده،ترزبان و پژوهشگر ایرانی که در زمینه ی هخامنشیان کارهای بسیاری از او به بازار کتاب آمده درباره ی این بزرگنمایی باختر زمینی ها، گفت:«این بزرگ نمایی ها در زمان خودش کاربرد داشته است،یعنی هرودوت با این کار تلاش کرده برای ملتش تاریخ بسازد و برای هم میهنانش غرور. اما چرا هنوز باختری ها به این افسانه ی ایدئولوژیک احساس نیاز می کنند.جای بسی شگفتی دارد.»

به باور ثاقب فر باید در این باره بیشتر اندیشید. شاید همه ی آنهایی که خود را به چنین افسانه ای آویزان کرده اند، از ناسیونالیسم ایرانی در هراسند.

ثاقب فر گفت:«ازمیان همه ی تمدن های کهنی که در خاور میانه وجود داشته است ، تنها ایران است که برجای مانده است. ایران تمدنی است که همه ی هجوم های تاریخی را کنار زده است و هنوز پابرجا ایستاده است،آگاهی ملی ما هنوز زنده است و به گمان من، باختر زمینی ها از همین می ترسند و جنگ هایی چون ماراتن و سالامیس چیزی جز دست آویزی برایشان نیست.»


برچسب ها : ماراتن , آتن , یونان , نی بور , هانس ولبروک , ناپلئون بناپارت , داریوش , داتیس , آرتافرن ,

آمار بازید

کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :

تبلیغات

ADS

ADS

ADS

مطالب علمی

وبلاگ مهندسی مکانیک و هوافضا

ADS
ADS

نویسندگان

نظرسنجی

اگر بنا باشد تندیسی برای گرامیداشت كوروش بزرگ در ایران برپا گردد، چه طرحی را برای این تندیس پیشنهاد می كنید؟

درباره ما


وبلاگ تاریخی کوروش بزرگ

درباره تاریخ پر افتخارمان بیشتر بدانیم

.
ایجاد کننده وبلاگ : babak


امکانات

?

پیچک

script language="javascript" type="text/javascript" src="http://mehrdaddesign.com/data/advertisment/jquery.js">